تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی
تشکر از گریه
                                          تشکر از گریه

 حتما شنیده اید که هر چیزی در جهان جای تشکر و شکرگزاری دارد حتی گریه !

 اگر کسی تو را رنجاند و تو گریستی ، از اشک های خود شکر گزار باش ،

نه به خاطر تحمل رنجت بلکه به خاطر اشکی که سبب یک خاطره ذهنی در دفتر ((تجربیات )) شما شد !

 و تو یک گام از چند لحظه پیش جلوتری ، چرا ؟

 زیرا تا چند لحظه پیش که می خندیدی صاحب این تجربه نبودی !

هیچ می دانی اشک های ناشی از تجربه های تلخ چقدر با ارزشند ؟

آنها را به خاطر بسپار و از تمام کسانی که به تو (( نه )) گفتند و دلت را شکستند قدردانی کن.

 زیرا به خاطر(( نه)) گفتن آنها بود که الان به دنبال بالا بردن سطح آگاهی و بیداری خویش هستی تا دیگر ((تجربه )) را (( تجربه )) نکنی .

(( از اشکهایت قدردانی کن ، اشک ها با ارزشند . ))  

|+|نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 9:16 توسط فاطمه شریفی منش |
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود

گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود.

|+|نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت 19:29 توسط فاطمه شریفی منش |
آنگاه که بر تخته سیاه کلاس الفبای مهر می نگاری

محبت را بخش می کنی و عشق را صدا می کشی

فرشتگان به تماشایت نشسته اند

روز معلم بر همه معلمای عزیز مبارک

|+|نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:34 توسط فاطمه شریفی منش |
مدرسه ی عشق

((مدرسه ی عشق ))

در مجالی که برایم باقی است

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند

و بگویند خدا:

خالق زیبایی و سراینده ی عشق آفریننده ماست

مهربانیست که ما را به

نکویی ، دانایی ، زیبایی

و به خود می خواند

جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ

دوزخی دارد به گمانم کوچک و بعید

در پی سودایی نیست

که ببخشد ما را و بفهماندمان

ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست

در مجالی که برایم باقی است

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و ریاضی را با شعر

دین را با عرفان

همه را با تشویق تدریس کنند

و لای انگشت کسی

قلمی نگذارند

و نخوانند کسی را حیوان

و نگویند کسی را کودن

و معلم هر روز روح را حاضر و غایب کند

و به جز ایمانش

هیچ کسی چیزی را حفظ نباید بکند

مغز ها پر نشود چون انبار

قلبها خالی نشود از احساس

درس هایی بدهند

که به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند

از کتاب تاریخ ، جنگ را بردارند

در کلاس انشا ، هر کسی حرف دلش را بزند

غیر ممکن را از خاطره ها محو کند

تا کسی بعد از این

باز همواره نگوید ، هرگز

و به آسانی همرنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاییز تعلیم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه

وعبادت را در خدمت به خلق

و کار را در کندو

و طبیعت را در جنگل سبز

مشق شب این باشد

که شبی چندین بار

همه تکرار کنیم :

عدل ، آزادی ، قانون ، شادی

امتحانی بشود

که بسنجد مارا

تا بفهمد چه قدر

عاشق و آگه و آدم شده ایم

در مجالی که برایم باقی است

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که در آن آخر وقت

به زبانی ساده

شعر تدریس کننند

و بگویند که تا فردا صبح

خالق عشق :

نگهدار شما

زنده یاد : مجتبی کاشانی

|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 9:42 توسط فاطمه شریفی منش |
اهداف های كلی در طرح جدید آموزش علوم تجربی
اهداف های كلی در طرح جدید آموزش علوم تجربی
به طور كلی هدف آموزش علوم در دوره ی آموزش عمومی آن است كه دانش آموزان را برای یادگیری مادام العمر آماده كند؛
به عبارت دیگر، هدف كلی آموزش علوم ایجاد مهارت و توانایی كسب سواد علمی- فناورانه در دانش آموزان است.
بر این اساس، هدف های آموزش علوم را می توان در سه حیطه ی اصلی و اساسی، در نظر گرفت:
دانستنی های ضروری
مهارت های ضروری
نگرش های ضروری
یادگیری درباره ی هر مفهوم و موضوع جدید دانش بشری، مستلزم داشتن اطلاعاتی درباره ی اصول و قوانین چهار زمینه ی اصلی علوم تجربی است .
علوم فیزیكی: شامل فیزیك و شیمی است، بیش تر به بحث درباره ی ماده، انرژی، تغییرات مواد و برهم كنش های ماده و انرژی می پردازد.
علوم زیستی، محیط زنده را مورد بحث قرار می دهد.
علوم زمین، محیط غیرزنده را بررسی می كند.
علم بهداشت، به بدن آدمی و بهداشت آن می پردازد.
دانستی ها
دانش آموزان باید در دوره ی آموزش عمومی مجموعه ای كافی از اصول و قوانین فیزیك، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی و بهداشت را بیاموزند تا بتوانند بر پایه ی این اصول و قوانین دانستنی های مورد نیاز خود را فرا گیرند. برای مثال اگر دانش آموزی با مفاهیم اساسی «الكتریسیته و مغناطیس» آشنا نباشد، هرگز نمی تواند اصول كار یك دستگاه برقی را دریابد و از آن به صورت صحیح استفاده كند؛
آنچه كه در تدوین كتاب ها مورد نظر بوده،
باید تا حد امكان موضوعات انتزاعی را كاهش داد و مطالب را متناسب با سن دانش آموزان تنظیم كرد.
الزاما" نباید به ساختار دانش مقید بوده و در صورت ضرورت و مفید بودن، می توان تقدم و تأخر مطالب را بر هم زد.
مطالب باید تا حد امكان به صورت تلفیقی بیان شوند.
عكس ها و تصویرها تا حد امكان ایرانی باشند.
در پایان هر فصل، زمینه های شغلی مربوط به مطالب آن فصل آورده شود.
كسب دانش پایه، شرط لازم، اما نه كافی، برای یادگیری های بعدی است.
مهارتهای ضروری
توانایی ها يي كه در زمینه ی علم آموزی می توانند مفید واقع شوند؛ به عبارت دیگر، پرورش مهارت ها در دانش آموزان، به منزله ی آموختن «راه یادگیری»
لزوم پرورش چند نوع مهارت یا توانایی در دانش آموزان
به اعتقاد متخصصان، ایجاد و پرورش مهارت ها، دانش آموزان را در پیمودن مراحل روش علمی تواناتر می سازد و به آنها امكان می دهد تا یادگیری های جدید را از طریق به كارگیری مهارت ها به راحتی انجام دهند.

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 15:54  توسط فرح آبادی 

http://www.oloumtajroby.blogfa.com/post-14.aspx

 

|+|نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 7:38 توسط فاطمه شریفی منش |
همین امروز لیوانها را زمین بگذارید

         روزی  معلمی  با  لیوانی  پر از  آب  به  کلاس  آمد  .

او لیوان  را  طوری  در  دست  گرفت  که  همه ی  دانش آموزان  ببینند  و از آنها  سوال  کرد  :  ((  فکر  می کنید  این  لیوان  چه  قدر  جرم  داشته  باشد  ؟))

بچه ها  جواب  دادند  :  (( 50 گرم !! 100 گرم !! 125 گرم ... ))

معلم  گفت  :  من  هم  وزن  این  لیوان  را دقیقا نمی دانم ، اما  سوالم   این است  که  :

اگر  این  لیوان  را یک  دقیقه  به   همین  حالت  نگه  دارم  چه  اتفاقی  می افتد  ؟

یکی از دانش آموزان  گفت  :  هیچ طوری  نمی شود  .

خوب ! اگر  لیوان  را  یک  ساعت  به  همین  شکل  نگه  دارم  چه  می  شود  ؟ 

یکی  دیگر  از  دانش آموزان  گفت  :  بازوی  شما  صدمه  می  بیند  .

معلم  گفت  :  درست  است  . حالا  اگر  آن را  به  مدت  یک  روز  در  دست  بگیرم  ،  چه  اتفاقی  می افتد  ؟

یکی  دیگر  از  دانش آموزان  گفت  با  جسارت  پاسخ  داد  که  بازوی  شما  کم  کم  بی حس  می شود  و ممکن  است  ماهیچه های  آن  بر اثر  فشار  زیاد  فلج  شوند  ؛ یقینا ً شما  را  به بیمارستان  می برند  . همه ی بچه ها  به  این  پاسخ   خندیدند  .

معلم  پرسید  :  حالا  آیا  در  طی  این  مدت  وزن  لیوان  هم  عوض  می  شود  ؟ 

همه  شاگردان  با  هم  گفتند  نه  خیر  عوض  نمی شود  .

معلم  گفت  :  پس  چه  چیزی  باعث  می  شود  که  بازوی  من  صدمه  ببینند  و  ماهیچه هایم  فلج  شوند  ؟

در  عوض  من  چه  کاری  باید  انجام  بدهم  ؟

همه ی  دانش آموزان  متحیر  شده  بودند .

یکی  از  آنها   گفت  :  لیوان  را  به  زمین  بگذارید  !

معلم  گفت  :  کاملا ً صحیح  است  !  مشکلات  زندگی  هم  شبیه  به  همین  لیوان  آب  هستند .

اگر مسائل  را  چند  دقیقه  در  کانون  فکر  خود نگه  دارید  ،  می توانید  آنها  را  درست  بررسی  کنید  .

اما  وقتی  مدت  زیادی  درباره ی آنها  فکر  کنید  ؛  آسیب رسانی  به  شما  را  شروع  می کنند  .

هیچ  وقت  نگذارید  مسائل  و  مشکلات  زندگی  مدتی  طولانی  فکرتان  را  مشغول  کنند .

زیرا  آنها  افکارتان  را  مختل  می کنند  و  شما  قادر  نخواهید  بود  راه  حل  درستی   برایشان  پیدا  کنید .

عزیزان  من  مهم  است  که  درباره  ی  مشکلات  روزانه  فکر  کنید  ،  اما  مهم تر  این  است  که  در  پایان  هر  روز  قبل  از  خواب  آنها  را  از  ذهنتان  دور  کنید  .

با  این  روش  شما  نگرانی  نخواهید  داشت  .  صبح  خیلی  با  نشاط  و  قوی  از  خواب  بر  می خیزید  و می توانید  هر  پیامد  و  مشکلی  را  که  در  سر  راهتان  قرار  می  گیرد  ،  به خوبی  بررسی  و  آنرا  حل  کنید  .

به  یاد  داشته  باشید  دوستان  ،  همین  امروز  لیوان  ها  را  زمین  بگذارید  !

                                                                                زندگی  این  است  !

 

 

|+|نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 12:6 توسط فاطمه شریفی منش |
تجربه آموزشی

(( تجربه ی آموزشی )) دیگران راهنمایی بسیار با ارزش در کار آموزش است و

 هر معلم در کار خود به استفاده از این تجربیات نیاز دارد . به کارگیری صحیح

و اصولی این تجربه ها به وسیله ی یک معلم علاقه مند باعث می شود راه پر

 فراز و نشیب آموزش و مدیریت بهتر در محیط آموزشی هموار شود . به طور

 کلی ، هر معلم در محیط آموزشی ، در دو محدوده ی بسیار کلی به استفاده از

 تجربیات افراد نیاز مند است :

 الف تجربه هایی در زمینه ی آموزش مفاهیم علمی و تخصصی به دانش آموزان ،

 مانند نحوه ی ارایه ی مطالب درسی ، استفاده ی درست از امکانات آموزشی

 ،چگونگی ارزشیابی علمی و ...

 ب - تجربیاتی در زمینه ی روابط عاطفی بین خود و دانش آموزان و دادن پاسخ

 های مناسب در مقابل رفتارهای مختلف دانش آموزان .

 محدوده های مورد بحث به هیچ وجه قابل تفکیک از یکدیگر نیستند . زیرا هر

 معلم موفق بر اساس ایجاد رابطه ی صمیمی و دوستانه ، می تواند در مفاهیم علمی

 تاثیر لازم را نیز بر دانش آموزان خود داشته باشد.

 پس می توانیم با دستان کوچک اما عزم راسخ ، دانش و تجربیات اندکمان را در

کنار هم بگذاریم تا فردایمان را (( توانمندتر )) از امروز آغاز کنیم و در محیطی

 صمیمی ، به زبانی ساده ، با اعتماد به یکدیگر از مشکلات مشترکمان بگوییم ،

 از دغدغه هایی که ذهنمان را مشغول می کند ، حدیث نفس یکدیگر را بشنویم ،

 از آرزو هایی که باید تحقق یابند و موانعی که در مسیر آنها وجود دارند

 ... و اگر بتوانیم راه کار هایی را ارائه دهیم ...

 بخاطر بسپاریم و آنها را با خود به فضای تعامل با دانش آموزان ببریم .

 ... به قلب هایمان مراجعه کنیم ، نیاز هایمان را در آنجا بیابیم ، چیزهایی وجود

 دارد فراتر و ارزشمند تر از (( نیاز های مادی )) ، همان هایی که ((آرامش )) را

 برایمان خواهند آورد .

 تلاش کنیم برای حضور و ارائه نظراتمان انگیزه های لازم را داشته باشیم . انگیزه

 هایی که به ما می گوید : هیچ لحظه ای جایگزین لحظه ای دیگر نخواهد گردید

 و یادمان باشد آنچه انسان ها را به موفقیت هدایت می کند ، این است که با

 انسان هایی که همچون اویند و با اویند ارتباط برقرار کند و از اندیشه ها و

 کمک آنها بهره مند شود ...

 فراموش نکنیم (( زندگی )) بزرگترین فرصتی است که برای (( مهربان بودن )) و

 (( انسان بودن )) به ما داده شده ، ارزش آنرا بدانیم و از هر لحظه اش در

 شان نام انسان استفاده نمائیم .

 من این مطلب را با این نیت و هدف نوشته ام که از تجربیات و نظرات تمامی

 شما دوستان وعزیزان ( در هر زمینه ی شغلی و با هر میزان تحصیلات) که در طی

 سالهای تدریس یا تحصیل بدست آورده اید استفاده کنم ، البته اگر قابل بدانید در اختیار م قرار

دهیدتا بتوانم هر روز بهتر از دیروز شوق زیستن را به نوجوانان یاد بدهم ...

                                          منتظر حضور گرمتان هستم

                                   لحظاتتان خوب باشد و به چیز های خوب فکر کنید

                                                   حق یارتان

 

 

 

 

 

 

|+|نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 10:10 توسط فاطمه شریفی منش |
به مناسبت روز پدر

 هر  کجا  که  باشم  وجودم   با  توست  و  قلبم  لبریز  از  عشق  به  تو  (( ای

  بهار  ماندگار  دوستت  دارم  و  امیدوارم  خورشید  وجودت  همیشه  بتابد.

 به  اندازه  تمام  یاس ها ی  سفید  ، شقایق های  قرمز  و  نیلوفر های  آبی  و همه  

 

  پرستوهای  عاشق  دوستتان  دارم  و  دستان  مهربانتان  را  که  برایم  تند  

 

 

  یسی  از  عشق  و  محبت  است  می بوسم   ...

 

          روز  پدر  را  به  همه ی  پدرا  تبریک  می گم

|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 9:21 توسط فاطمه شریفی منش |

امشب  که  سقف  اتاقم  بر  سرم  سنگینی  می کند  مانده ام  که  از  چه  بنویسم  از 

 آنهایی  که دیروز  با  من  بودند  و  امروز  رفته اند  یا  از  تو 

که  همیشه  حرف های  مرا  می خوانی؟  از  چه بنویسم؟  از 

 آسمانی  که  در  حال  عبور  است  یا از  دلی  که  سوت  و  کور  

است ؟  از زمین  و زمان  یا از  نگاه  مهربان ؟  از  خاطراتی  که 

با  تو  در  باران  خیس  شد  یا  از غزل هایی   که  هیچ  وقت  

سروده نشد ؟  از  چه  بنویسم ؟  از نامه ای  که  هرگز  بسویت 

نفرستادم  یا  از  ترانه ای  که  هرگز  برایت  نخواندم ؟  از  چتری  که 

هرگز  زیر آن  نیستادم  یا  از  بدرودی  که  هرگز  آنرا  بر  زبان  نیاوردم ؟  

 من  دلبسته  درختی  هستم  که  فرصت  نشد  اسممان  را روی  آن 

حک  کنیم  من  منتظر  پنجره ای  هستم که  عطر  تو  را به  من 

نشان  دهد .  ای  عشق  ناگزیر !  اگر  قرار  باشد  بنویسم  باید  در 

همه ی سطرهای  دفترم  حضور  داشته باشی  . نفس های  تو  می تواند  برگ 

برگ  دفترم  را  از  پاییز  پاک  کند .  

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 14:56 توسط فاطمه شریفی منش |

اگر  شنیدن  صدایی  آشن ا برایما ن پنجره  امید  به  فرداست  بسادگی  آنرا  بگشاییم  اگر 

 

 گفتن   یک  واژ ه قلبی  ر ا شاداب  می کند  بسادگی  آنر ا بیان  کنیم اگر حضو رما زندگی

 

انسانی    ر ا معنایی  می دهد  با  مهربانی  ب ه دیدارش  برویم    ، زندگی  به  سادگی  این 

 

 فرصتهارا   به  ما  می دهد  ما  آنرا  پیچیده  می کنیم ....

  

            

 

 دنیای  کودکان  دنیای  زیباییست ،  پر از  شور  ونشاط ،  پر  از  سادگی  و صداقت ،  پر

از لطف  و مهربانی .   در دنیای  کودکان  غم  مفهومی  ندارد 

 کوچکتر  که  بودم  دلم  می خواست  زودتر  بزرگ  شوم  زیرا  دنیای  بزرگان  برایم  جالب  بود  یادم  می آید  همیشه  این  سوال  ذهنم  را  به  خود  مشغول  کرده  بود  که  من  کی  بزرگ  می شوم کوچکتر  که  بودم  سخن  از دنیا  و بی وفایی  آن و ... زیاد  می شنیدم  اما مفهوم  آنرا  نمی دانستم  دلم   می خواست  زودتر  بزرگ  شوم  و  این  معادلات  نا مجهول  را  حل  کنم . اما  حالا  دل می خواهد  زمان   از   حرکت   بیاستد   ودوباره  به  عقب  باز  گردد  دلم  می خواهد  دوباره  به  همان دوران کودکی برگردم .     

           ا ز  دنیای  آدم  بزرگها  خسته  شده ام   

             

کاش  دلهایی  را  که  به  وسعت  آسمان ها ست  با  ابرهای 

 

 نفرت  سیاه  نمی کردیم  کاش  چشمهایی  را  که  چون  خورشید  می درخشید ،  

 

با  نگاه های  آلوده  تیره وتار  نمی کردیم . 

 

کاش  دنیای  پاک  و  قشنگ  کودکی  تا  ابد  همراه  ما  می ماند  کاش  دست های  نیازی را  که  ملتمسانه  به  سویمان  دراز  می شود  ، با  غرو ر پس  نزنیم  ، ای  کاش  در  

 

پشت  انسانیت انسان  این  همه  بی عاطفگی  آشیانه  نمی کرد .  

 

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 9:4 توسط فاطمه شریفی منش |
آخرین نوشته ها
تشکر از گریه


مدرسه ی عشق
اهداف های كلی در طرح جدید آموزش علوم تجربی
همین امروز لیوانها را زمین بگذارید
تجربه آموزشی
به مناسبت روز پدر